اينجا جاي يك شهيد است
اينجا جاي يك شهيد است احمد حاتمي فرزند شهيد علي حاتمي از شهداي گرانقدر دوران دفاع مقدس دهلران و عضو فعال كتابخانه عمومي سعـدي دهلران از پدر شهيدش مي گويد: پدرم از كارمندان زحمتكش شهرداري دهلران بود.
آن روزها شهر تخليه شده بود و خمپاره و موشكهاي دشمن بعثي شهر را ويران كرده بود ولي پدرم به اتفاق همكاران خود در شهر بودند . در يكي از آن روزها اطلاع دادند كه يكي از همشهريانمان به نام « كرم قطبيان »به درجه رفيع شهادت نائل آمده است و قرار است پيكر مطهرش را به دهلران بياورند و در جوار امامزاده سيد اكبر (ع) به خاك بسپارند.
مرحوم پدرم به همراه دوستان و همكارانش براي كندن قبر راهي امامزاده شدند و بعد از كندن و آماده نمودن قبر ، براي اينكه برآوردي از نظر اندازه ي داخل آن بعمل آيد پيشنهاد كنند كه يك نفر از آنها داخل قبر دراز بكشد تا مشخص شود براي يك نفر از لحاظ طول و عرض اندازه است يا نه، اما دوستان پدرم از اين كار مي ترسيدند . در اين حين پدرم مي گويد : « اين كه ترس ندارد » و خودش داخل قبر مي شود و دراز مي كشد و مي گويد : « به به ! چه جاي راحت و خوبي است. » همكارانش به شوخي مي گويند: فلاني اگر مي خواهي تا همين جا دفنت كنيم . ايشان در جواب مي گويند : « اي بابا ،اينجا ، جاي يك شهيد است ، ما كي هستيم كه جاي يك شهيد بخوابيم . اينجا را به ما نمي دهند.»
پدرم و همكارنش همان روز در امامزاده سيد اكبر (ع) تا دير وقت منتظر مي مانند تا پيكر شهيد را براي خاكسپاري بياورند ، اما بعد از مدتي به آنها خبر مي دهند كه به جهت مشكلات راه و مسائل امنيتي شهيد قطبيان را در زرين آباد از بخشهاي تابعه شهرستان دهلران به خاك سپرده اند و پدرم و دوستانش بعد از با خبر شدن از موضوع به شهر بر مي گردند تا به مردم كمك كنند و به ياري آسيب ديدگان بشتابند.
روز بعد يعني در تاريخ پنجم خرداد 1364در حالي كه پدرم در زير يكي از درختان محوطه ي شهرداري مشغول اداي فريضه ي نماز ظهر و عصر بود ،شهر دهلران مورد حمله ي هواپيماهاي رژيم بعثي عراقي قرار مي گيرد و او در حالي كه به نماز ايستاده بود مورد اصابت تركش بمب قرار مي گيرد و به شهادت مي رسد و جنازه ي ايشان را در جوار امام زاده سيد اكبر(ع) و در همان قبري كه روز قبل خودش به همراه همكارانش براي شهيدي ديگر آماده كرده بودند و به گفته خودش در آن احساس آرامش مي كرد به خاك مي سپارند و دوستان و همكارانش ديگر باور كردن كه آنجا جاي يك شهيد است.
خداوند سبحان را شاکریم فرصتی دست داد تا آغازی را تجربه کنیم که پایانی بر آن نیست . اخباري که به مخاطبان ارائه می گردد ، تلاشی است ناقابل که امید است چشمان پر مهر و پر عطوفت مخاطبان آن را پذیرا باشند.