یکی از دورانی که در طول زندگی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است دوران جوانی می باشد که هر فردی در طول دوران حیات خویش آن را تجربه می کند . در واقع جوانی دورانی است که در آن به صورت طبیعی احساس براندیشه و تعقل برتری می یابد و به علت وجود دانش وتجربه اندک که بروجود این نسل حاکم است، گستره نگاه افراد به پشت صحنه ها و حقایق زندگی محدود می شود، لذا احساسات متنوعی از پدیده های ظاهری زندگی، لذت های ناشی از مسافرت ها، جشن ها، مهمانی ها، آراستگی و شیک پوشی به عنوان جلوه های مفرح در این سن خود را نمایان می سازند. در این دوران است که فرد جوان به دنبال یافتن الگوی مورد علاقه خویش سعی دارد این مسائل را در قالب انتخاب الگو دنبال کند و در واقع این امر بسیار متداول است تا بتواند در پناه آن و قرار دادن خویش بجای الگوی انتخابی، خویش را فردی جدی دبه جامعه اطراف خود بشناساند. می توان گفت که نسل جوان همواره به دنبال الگوی مناسب خود بوده واین تلاش را با شعارهای گفتاری و عملی خویش دنبال می کند و همت و کوشش خویش را برای یافتن الگوی دلخواه بکار می گیرد. حال این سوال پیش می آید که چرا انسان به الگو نیازمند است؟ چر در دوران جوانی، این امر بیشتر احساس می شود ؟ در جواب اینگونه سوالات می توان گفت که به علت وجود خصیصه کمال گرایی در انسان، همواره او را از دورن به گریز و گرایش وا می دارد و خود را به افرادی که مظهر کمالات اخلاقی می باشند، نزدیک کرده و سعی در این دارد که صفات بارز آنان را کسب نماید و آنها را در شخصیت خویش جذب کند که از آن امروز بعنوان همانند سازی یاد می شود . در واقع الگوی پذیری در نوجوانان وجوانان بصورت جلوه های سطحی، احساس منفی، ناشایست و همچنین عمیق، خرمندانه، مثبت و شایسته خود را نشان می دهد. درتشریح جلوه سطحی واحساس منفی وناشایست می توان گفت که این جلوه بدون هیچ پشتوانه فکری و تنها با احساس و هوس شکل می گیرد ودر پیروی از دیگران، آداب و رسوم غلط یا همسوی با مدهای ساخته وبافته بیگانگان تجلی می یابد که پشت صحنه این الگوگیری، مسائل و مشکلاتی همچون خدشه دار شدن خودباوری، هویت انسانی، استقلال فکری و شخصیت حقیقی افراد رقم می خورد که یکی از معضلات امروز جوانان ما بوده و بسیاری از آنان را به بیراهه کشانده است که نتیجه آن ضعف اخلاقی، عدم وجود شخصیتی مناسب و اجتماعی و همچنین طرد گشتن از جامعه سالم دور از انتظار نیست . این افراد متاسفانه رفتارهای غلط از افراد الگو قرار گرفته را کسب می نمایند و آنرا به صورت جدی در زندگی خویش بکار می گیرند که گاهی اوقات رجوع برای این افراد به زندگی عادی وطبیعی غیرممکن خواهدبود. اما جلوه ای دیگر که در زندگی برخی ازجوانان در آغاز راه شکل می گیرد، جلوه تفکرات عمیق، خردمندانه، مثبت و شایسته است که اراده، انتخاب و نگرش شایسته وبایسته در این الگوگیری به چشم می خورد. در واقع وقتی الگوگیری آثار مثبتی در پی دارد که از نمونه های شایسته و مطرح در سطح اخلاق و معنویت الگوبرداری گردد. می توان گفت که شناخت و معرفت نسبت به الگوهای ارزنده و شایسته، مانع هدررفتن یگانه سرمایه فرد یعنی جوانی، عمر وزندگی می شود. افزون براین، زندگی انسان سرشار از قواعدی پیدا ونا پیداست که جوانان مایلند آنها را بیاموزند وبهترین شیوه را در پیروی از رفتار، گفتار و پندار افراد مورد قبول خویش بیابند تا به این صورت به شخصیت یک انسان محبوب دست یابند و خود را به صورت پژواک و یا بازتاب وجودی او در آورند و بتوانند مطرح گردند و در جامعه اطراف خویش جایگاهی را کسب نمایند . این امر تا حدی مهم وجدی از نظر جوان تلقی می شود که جوانان در زندگی شخصی خویش الگوگیری از شخصیت هایی مثل قهرمانان، ستارگان، مشاهیرو بزرگان را مد نظر قرار می دهد. اما متاسفانه در پاره ای از اوقات، اتفاقات ناخوشایندی در زندگی جوان روی می دهد که نیاز به الگوهایی متفاوت را برای خویش احساس می نماید . الگوهایی که بیشتر در جوامع غربی وجود دارند ودر این جوامع پیشرفتهایی که در شکلها، رنگها وحجمهای متنوع و خیره کننده خود را نشان می دهد. متاسفانه امروز ذهن جوانان را درگیرخود نموده و انان را از الگویابی های مثبت و سازنده دور نموده است . به عنوان مثال مدل لباسها، نوع آرایش مو و الگو برداری از شخصیت قهرمانان، بازیگران، ستارگان ورزشی و... در کشور های غربی به صورت جدی از سوی برخی از جوانان کشورمان دنبال می شود که در پاره ای از اوقات به بی هویتی، چند گانگی شخصیتی و عدم ثبات در زندگی فرد منتهی خواهد شد. در واقع جوانی که از این عوامل بهره می گیرد، با الگو قرار دادن الگوهای منفی غرب و بکارگیری آنان در زندگی خویش، تدریج به افراد ضعیف النفسی تبدیل خواهند شد که توانی در خود نمی یابند و احساس قدرت نمی کنند و همواره به نقاط ضعف خویش بیشتر از نقاط قوت توجه دارند. البته این بدان معنی نیست که نباید از غرب و جوامع غربی هیچ الگویی گرفت. اگر جوان امروزی الگوهای همچون شخصیتهای برجسته دنیا همچون نویسندگان، مخترعان، فیلسوفان و اندیشمندان بزرگ در غرب را انتخاب نمایند، نه تنها ضعف و مشکل محسوب نمی گردد بلکه نقطه قوت نیز تلقی می گردد. ضمنا در دین مبین اسلام الگوهایی بسیار بارز و برجسته ای وجود دارد که با الگو برداری از آنان می توان نیاز به وجود الگوهای غربی را کنار زد . بزرگان دین همچون ائمه اطهار، شخصیتهای مذهبی و معنوی اسلام از صدر تاکنون الگوهای بسیارمناسبی هستند که جوانان ما می توانند از آنان درتمامی مراحل و زمینه های مختلف زندگی استفاده نمایند. در واقع می توان گفت که در دوران جوانی می توان با الگوپذیری مناسب، راه را برای پیشرفت و تعالی خویش هموار نمود زیرا انسان تمامی اندیشه و عاطفه جسم و جان و عمر یعنی سرمایه غیر قابل جبران خود را در این راه صرف می کند واز این رو باید با ایجاد پل عاطفی، ارتباطی و همانند سازی با اسوه های متعالی و الگوهای سازنده، آینده ای درخشان برای خود بسازیم چرا که جوانی و عمر برنمی گردد.

پیمان کمالوندی