بنویسيم اوباما بخوانیم سردرگم!!!
بنویسيم اوباما بخوانیم سردرگم!!!
در شرایط امروز که عدالت خواهی و ظلم ستیزی در میان جوامع شکل گرفته، قدرتهای جهانی که روزگاری از این حربه برای سلطه بر سایر كشورها استفاده می کردند، عرصه را بر خویش تنگتر دیده و در برخی از اوقات فرار را بر قرار ترجیح داده اند. از جمله این قدرتها، دولت اوباما و همدستانش در کشور بحران زده آمریکاست که در این اواخر بیشترین سردرگمی را از آن خود کرده است. کشوری که امروز شرایط سختی را در حال سپری کردن است و در واقع می توان گفت که فشارهای داخلی و خارجی مخالف سیاستهای فعلی آن، تأثیرات منفي بدون انکاری را بر پيكر دولت آمريكا وارد ساخته است. اوبامادر آغاز راه تبليغات خود بر اساس مردم مداری، عدالت خواهی و صلح طلبی توانست رقابت را با سایر احزاب درون جامعه را به نفع خود تمام كند و بیشترین آراء را در ميان مردم و ملت آمریکا از آن خود کند. ملت و مردم آمریکا که در اوایل از این انتخاب ابراز خرسندی می نمودند، خیلی زود متوجه اشتباه نابخشودنی خود شدند و همه رویاهای خویش را بسان سراب دیدند و مشاهده نمودند که این شعارهای به ظاهر انسان دوستانه هدفي جز تصاحب قدرت نبوده است. همچنین احزاب مخالف دولت اوباما که هم اكنون شرایط را برای اعتراض و مخالفت خود مساعد می بینند، از هیچ تلاشی فروگذاری نمی کنند وباتخريب دولت اوباما،ادامه اين سياستهاي بي تدبيرانه را براي وي مشكل نموده اند. از این رو این شرایط، اوباما را بر آن داشته که سیاستهای تازه ای را برای انحراف اذهان عمومی و فرار از زیر فشارهای سهمگین داخلی، به راهکارهای تازه ای دست بزند. البته این فشارها و اعتراضات به مسائل داخلی آمریکا ختم نشده، بلکه در بسیاری از کشورها اعتراضات مردمی علیه سیاستهای خارجی دولت اوباما به بالاترین سطح خود رسیده است. بعنوان مثال در انقلابهای کشورهای عربی یکی از شعارهای اصولی و مهم معترضین، اعلام انزجار از آمریکا و عدم ارتباط با آن كشور را تشکیل داده است. این فشارها و اعتراضات، اوباما را در منگنه قرار داده تا برای برون رفت از این اوضاع سیاستهای تازه ای را فرا روی خود قرار دهد. از جمله این سیاستهای به ظاهر موفق از دیدگاه اوباما، ترور اسامه بن لادن بود که علی رغم انعکاس بسیار پر رنگ آن در رسانه های داخلی و خارجی تحت سلطه خویش، نتوانست سرپوشی بر سیاستهای غلط و مداخله جویانه خویش بگذارد و اوضاع بدتر از گذشته جلوه گر شده است. اخیراً دولت آمریکا و در رأس آن اوباما در سخنرانی خود وبا انعكاس رسانه های پر سر و وصدای طرفدار خویش، به میانجی گری بین رژیم غاصب اسرائیل و گروههای فلسطینی پرداخت. مبنای این واسطه گری و مداخله، تأسیس کشور مستقل فلسطین بر اساس مرزهای قبل از سال 1967 با اسرائیل بود. علی رغم پیش بینیهای مثبت از سوی اوباما، این سیاست نیز موثر واقع نشد و هیچ کدام از طرفین یعنی نه نخست وزیر اسرائیل و نه گروههای مقاومت در فلسطین از این طرح حمایت نکردند و در اولین فرصت مخالفت خویش را اعلام نمودند. اعتراض گروههای فلسطینی که تازگی نداشت اما مخالفت رژیم اسرائیل برای دولت آمریکا دور از انتظار بود.
به طوریکه گلایه های دولتمردان وسردمداران رژیم صهیونستی را بدنبال داشت. البته باید گفت در سال 1967 در طی جنگی شش روزه ارتش اسرائیل کرانه باختری رود اردن از جمله بیت المقدس شرقی را در کنار نوار غزه به تصرف خود در آورد. دلیل مخالفت نخست وزیر اسرائیل به طرح پیشنهادی اوباما این بود که دولت اسرائیل آن مرزها را غیر قابل دفاع توصیف کرده و اعلام نموده که بازگشت به آن مرزها به معنای از دست دادن نواحی مسکونی عمده ای از مناطق یهودا و السامره خواهد بود. حال اتخاذ این سیاست کاملاً شکست خورده بسیار مضحک به نظر می رسد که اوباما برای فرار از شرایط سخت و اعتراضات درونی و برونی به این راهکار روی آورده بود که در این مورد نیز بازنده شده و حتی اعتماد دولتمردان اسرائیلی و سرمایه داران یهودی مقیم آمریکا و ذی نفوذان وابسته به اسرائیل را در شرایط کنونی را از دست داده است و یا اینکه کم رنگ گردیده است.
به عبارتی می توان گفت که اوباما با اجرای این سیاستهای کاملاً دو گانه از چاله به چاه افتاده و در برنامه ریزیهای غلط و غير اصولي خویش، کاملاً بی تدبیرانه دست و پا می زند. هر چندهراز گاهی باطرفداری از انقلابها و شورشهای کشورهای عربی توانسته به طور موقت اذهان عمومی مردم و ملت آمريكارا نسبت به شرایط نامساعد دولت خویش منحرف کند، اما یقیناً می داند که این راهکارها نیز سرانجامی جز شکست را برایش به ارمغان نمی آورد.
اختصاصي خبرگزاری کردپرس از پیمان کمالوندی
خداوند سبحان را شاکریم فرصتی دست داد تا آغازی را تجربه کنیم که پایانی بر آن نیست . اخباري که به مخاطبان ارائه می گردد ، تلاشی است ناقابل که امید است چشمان پر مهر و پر عطوفت مخاطبان آن را پذیرا باشند.